عطا ملك جوينى

780

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

حضرت شد در مصاحبت ايلچيان مقدّم ايشان . ذكر احوال ركن الدّين و انتهاى كار ايشان چون پادشاه او را بر وفق التماس او متوجّه حضرت پادشاه جهان منكو قاآن مىكرد از خدمت پادشاه متقبّل شد كه چون به گردكوه رسد آن مخاذيل را از ذروه « 1 » به شيب آرد . چون روان شد جماعتى از مغولان را مقدّم ايشان « بوجراى » جهت محافظت و ملازمت او نامزد فرمود . چون به پاى گردكوه رسيدند به ظاهر ايشان را مىفرمود كه به شيب آيند و در خفيه مىگفت نيايند . چون از آنجا برفتند در بخارا از آنجا كه اقتضاى عقل او بود با ايلچيان خصومت كرد و يكديگر را مشت زدند . و چون « 2 » در اصل ياساى قاآن و فرمان منكو قاآن آن بود كه ازيشان يك‌باره تا « 3 » بچّه در گهواره نگذارند . و تمامت حشم او در هزاره‌ها و صده‌ها به موكّلان هشيار مضبوط بودند . و در اثناى آن اقوال و افعالى ازيشان صادر شد كه داعيهء تعجيل افتاد و موجب اراقت « 4 » دماء آن طايفه گشت . و فرمان شد تا به تمامت لشكرها ايلچيان رفتند تا هر قومى جماعتى را كه بديشان سپرده‌اند بكشند . و قراقاى بيتكچى به قزوين رفت تا مصلحت « 5 » بنين و بنات و اخوان و اخوات و هركس كه از تخم او و قوم او بود بر آتش فنا نهادند و ازيشان دو سه كس را به دست بلغان دادند تا ايشان را به قصاص خون پدر خويش جغتاى « 6 » كه او را فدائيان كارد زده بودند بكشت و از نسل ايشان هيچ‌كس نماند . و نزديك اوتاكوجينا كه سرور لشكر خراسان بود و به كار قهستان مشغول بود فرمان شد تا او نيز از آن جماعت كسى را كه در الحاد راسخ بود به بهانهء حشر بيرون راند و دوازده هزار خلق را بكشت و همچنين هركجا بودند تمامت را نيست كردند . و ركن الدّين را نيز چون به قراقورم رسيد پادشاه عالم منكو قاآن فرمود كه : « آوردن او چندين راه زيادتى بودست ؛ ياساى قديم ما معلومست . » و ركن الدّين را اجازت پيشكش نفرمود و فرمان به دو رسانيد كه : « تو چون دعوى ايلى مىكنى چگونه

--> ( 1 ) - ذروه : قلّه . به ضمّ « ذ » نيز خوانده مىشود . ( 2 ) - چون : چنان كه بارها گفته‌ايم اين « چون » جملهء جواب ندارد و بيشتر براى تأكيد كلام است . ( 3 ) - تا : در معنى حتّى . ( 4 ) - اراقت : ريختن . ( 5 ) - كلمهء « مصلحت » معلوم نيست به كجا و به چه متعلّق است . شايد در عبارت در اصل نسخهء مؤلّف سقطى بوده و اصل جمله تقريبا چنين بوده : « تا مصلحت [ اولاد و اقارب ركن الدّين مكفى سازد ] بنين و بنات الخ . » و سپس در عموم نسخ بعدى اين سقط تكرار شده است . ( مص ) ( 6 ) - جغتاى : اين « جغتاى » معروف يعنى پسر چنگيز خان نيست .